سپاس و ستایش خدای یگانه که سزاور خداوندگاری و پرستش است و به جای آوردن مقام بندگی اش ضامن سعادت جاودانه.با استعانت از درگاه حضرت احدیت و به پشت گرمی شما عزیزان و راهنمایی و مساعدت متولیان فرهنگی کشور بعد از دو سال فعالیت مستمر نخستین آلبوم رسمی محسن چاووشی با عنوان یه شاخه نیلوفر در روز سه شنبه ۲۳/۰۷/۱۳۶۷در سراسر کشور توزیع می شود.
مجوز انتشار این آلبوم ۶۶ دقیقه ایی در اواخر تیرماه سال جاری از دفتر موسیقی معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی صادر گردید.
>>>آلبوم یه شاخه نیلوفر محسن چاووشی به بازار آمد<<<
هم اکنون برای خرید این آلبوم بی نظیر به فرشگاهای عرضه کننده ی آلبوم های موسیقی در سراسر کشور مراجعه فرمایید.
سی دی آلبوم یه شاخه نیلوفر در سه بسته بندی لوکس(Digipak) شیشه ایی(Jewel ) و پاکتی(Wallet) و کاست آن در دوشکل دارای جعبه مقوایی و معمولی عرضه می شود.این آأبوم از سوی شرکت آوای باربد عرضه می شود.
از طرف جامعه بزرگ هواداران محسن چاووشی از صاحبان سایت ها و وبلاگ های موزیک خواهشمندیم که از قرار دادن تراک های ابن آلبوم جدآ خوداری نمایند تا حقوق مالی این هنرمند عزیز پایمال نشود.لطفآ
آلبوم را به صورت نسخه اصلی (اورجینال) تهیه نمایید.
انشا... که این آلبوم لحظات شیرین و خوشی را برایتان به ارمغان بیاورد.
موفق باشید.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 10:30  توسط Admin
|
جای بسی تعجب نیست که بلافاصله مصاحبه دیگری از محسن چاووشی در مطبوعات انجام شد.چرا که تا چند روز دیگر منتظر شکفتن یه شاخه نیلوفر (اولین آلبوم مجاز محسن چاووشی ) خواهیم بود.برای مطلبوعات و مجلات چه سوژه ایی بهتر از محسن چاووشی...
مصاحبه جدید محسن چاووشی با مجله چلچراغ شماره (۳۱۵) را در ادامه مطلب بخوانید...
پایگاه خبری فیلم کوتاه: هشتمین جشنواره یاری پس از سه روز نمایش فیلم در اپسالا در استکهلم هم با یاد خسرو شکیبایی آغاز شد.
شنواره یاری در سینما پارک استکهلم در شرایطی آغاز شد که مردم مشتاق برای خرید بلیت در صفهای طولانی ایستاده بودند و جالب اینکه تعداد کثیری از این مخاطبین را سوئدیهای مشتاق شناخت سینمای ایران تشکیل میدادند. همچنین تعداد زیادی از خبرنگاران رسانههای سوئدی و فارسی زبان برای مصاحبه با هنرمندان ایرانی در سینما پارک مستقر شده بودند.
در میان مخاطبین سفیر سابق سفارت سوئد در تهران و همسرش هم دیده میشدند. داریوش مهرجویی که همراه با همسرش وحیده محمدیفر و دخترش مونا و گلشیفته فراهانی برای جلسه پرسش و پاسخ به روی سن آمده بود در جواب به سوال مخاطبی که پرسید چه دلیلی داشت علی سنتوری عبا به تن کن گفت: در فیلم میکس در قسمتی ما به زندگی یک موزسین می پردازیم که اتفاقا ناصر چشمآذر که خودش هم موزسین است؛ این نقش را ایفا میکند. در آنجا هم چشمآذر عبا تنش است و اصولا خیلی از کسانی که در ایران کار موسیقی میکنند در منزل از این پوشش سنتی استفاده میکنند. در ضمن فراموش نکنیم علی از یک خانواده سنتی است و انتخاب این پوشش کاملا برای او طبیعی است.
در ادامه یکی از مخاطبین ضمن موثر دانستن حضور صدا و اشعار محسن چاوشی در سنتوری از مهرجویی خواهش کرد سلام سوئدیها را به چاوشی برساند که این تقاضا با تائید حضار روبرو شد.
مهرجویی در ادامه در پاسخ به این سوال که سوگلی فیلمهای شما چه فیلمی است گفت: هر چند فیلمها مانند بچههای سازنده هستند اما واقعیت این است که دختر دایی گم شده بیشک سوگولی فیلمهای من است.
در ادامه جلسه گلشیفته در پاسخ به سوال یکی از مخاطبان که شما در میم مثل مادر یک مادر نمونه بودید و در سنتوری یک زن بیوفا خودتان کدام نقشتان را بیشتر میپسندید؛ گفت: مسلم است که همه یک مادر فداکار را دوست دارند و زنی که به دنبال یک زندگی بهتر دیگر حاضر نیست با شوهر معتادش بماند را درک نکنند!
در ابتدا من هم با آقای مهرجویی بحث داشتم و میگفتم هانیه نباید علی سنتوری را رها کند. اما آقای مهرجویی به من گفتند زن امروز نباید تحت هر شرایطی همه چیز را تحمل کند و هانیه حق دارد شوهری که حاضر به ترک مواد نیست را ترک کند و حالا که فکر میکنم میبینم هانیه کار درستی کرد. چرا باید میماند و تحمل میکرد.
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 11:53  توسط Admin
|
سايت محسن چاووشي رسمأ تاريخ و زمان انتشار يه شاخه نيلوفر اولين آلبوم محسن چاووشي خواننده و آهنگساز محبوب پاپ كه موفق به اخذ مجوز شد را اعلام نمود.روي عكس كليك كنيد.
+ نوشته شده در شنبه ششم مهر 1387ساعت 14:16  توسط Admin
|
می کوشم در این جستار در حد بضاعت به این پرسش بپردازم که راز محبوبیت "محسن چاوشی" به عنوان خواننده و آهنگساز در چیست. به این منظور ناچار از تفکیک ام. نگارنده این تفکیک را میان 1- ویژگی های فردی و 2- ویژگی های موسیقیایی " محسن چاوشی " می جوید. امید دارم که در این راه از مسیر انصاف خارج نشوم.
1- ویژگی های فردی : محسن چاوشی، متولد جنوب ایران، جنگ دیده و مهاجر است. علائق موسیقیایی عجیب و غریبی ندارد. در خلال مصاحبه هایش (شاید به سبب عدم توجه مصاحبه گران و نیز کم حرفی خود او) به ندرت می توان نشانی از علاقمندی های ادبی و اجتماعی یافت. به عبارت دیگر می توان "محسن چاوشی" را در دسته ی هنرمندان "غریزی" و نه "آکادمیک" قرار داد. چه اینکه تحصیلات او کم و نامربوط به موسیقی است(دیپلم حسابداری). در میان هنر ها نیز جز به موسیقی علاقه ای ندارد. البته او ترانه سرائی نیز می کند اما تصورم بر این است که این کار برای او از سر اجبار یا تجربه هایی برای آزمون و خطا بوده است و نه رویه برای کارهای آینده اش. تنها نکاتی را که از علائق "محسن چاوشی" به ادبیات به خاطر می آورم دو مورد است : یک مورد مربوط به اظهار علاقه او به "موریس مترلینگ" در یک مصاحبه به عنوان نویسنده مورد علاقه است(گرچه این انتخاب به نظر مشکوک و شوخی با مصاحبه گربه نظر می رسد) و دیگری اظهارات او مبنی بر خواندن کتاب ده منظومه که مجموعه ای از اشعار نوی ایران است.(و منجر به انتخاب شعر "حمید مصدق" بنام "چه کسی خواهد دید؟" شد).درباره ی موضع گیری های اجتماعی "محسن چاوشی" معروفترین و صریح ترین آن به جمله ای باز می گردد که او در مصاحبه ی خود با رادیو جوان گفت. جمله ای به این مضمون : "مجوز توهین به آهنگساز و مخاطب است". شنیده های دیگری نیز از روحیات سیاسی او حکایت می کنند که به سبب عدم اعلان رسمی ما نیز نشنیده تلقی می کنیم. گرچه نگارنده روانشناس نیست و هم ادعای واکاوی شخصیت "محسن چاوشی" را ندارد اما نمی توان حوادث جنگ و نیز مهاجرت و این دست فراز و فرود های زندگی را در خلق ویژگی های فردی "محسن چاوشی" نادیده گرفت. شخصیتی خود ساخته، بسیار حساس و شکننده (به گواه کسانی که از نزدیک با او برخورد داشته اند و برخورد های خود را قلمی کرده اند)، زود رنج و گوشه گیر. نگارنده بروز و ظهور این ویژگی ها را در موسیقی او ، به چند دسته طبقه بندی می کند :
1-1- لحن : (نحوه ی بیان جملات و کلمات) این ویژگی به حدی آشکار است که کسی نمی تواند از آن به عنوان یک مورد افتراق میان او و دیگران نام نبرد. در موسیقی ایران (چه در موسیقی ردیفی و چه در موسیقی غیر ردیفی (پاپ، راک، متال و...)) جز در موسیقی فولکلور، "لحن" غیبت محسوسی را تجربه می کند. البته بوده اند استثناء هایی مانند "فرهاد مهراد" که نقیضه ای بر این حکم کلی بوده اند. اما هیچ کدام از این تجربیات تبدیل به رویه نشده اند و کماکان استثناء باقی مانده اند. این عدم وجود "لحن" در صدای خوانندگان می تواند ناشی از عدم تسلط بر جنجره و نیز عدم توجه به تاثیر وجود لحن بر مخاطب باشد که خود این نقیصه هم به نوبه خود ضمیر ناآگاه و بلوغ نیافته موزیسین را آشکار می کند. ویژگی "محسن چاوشی" در ابراز لحن جملات و کلمات در "مال خود کردن" آنهاست. این نکته ایست که تنظیم کننده او نیز به آن اشاره کرده است(" محسن چاوشی " ترانه هایش را زندگی می کند). به این ترتیب است که بر خلاف دیگر خواننده های پاپ و راک ایرانی که مقهور "کلام" هستند (به واسطه ی عدم نفوذ به عمق معنی و نیز ضعف حنجره و ...)، محسن چاوشی کلمات ترانه را در اختیار خود می گیرد و به فراخور حال و هوای آن با تاکید گذاری/ناگذاری بر آنها پرده ی دیگری از ترانه را بر ما آشکارمی کند. پرده ای که اگر لحن را از ترانه بگیریم به هیچ عنوان دیده و تجربه نخواهد شد. این اثر گذاری مضاعف بر مخاطب (فارق از محتوای "خود ترانه") به لحن "بیان" آنها باز می گردد که جلوه و ویترین متفاوتی به ترانه می بخشد. کم نبوده اند ترانه هایی که اگر قبل از خوانده شدنشان توسط "محسن چاوشی" خوانده می شدند به نظر معمولی و حتی بد می رسیدند اما حضور لحن در اجرای آن ترانه ها جان دوباره ای به آنها بخشیده و دلپذیرشان کرده است.مثال های این ویژگی فراوان اند. کافی است "نیم نفس" های او در ترانه "امام رضا" را از ترانه حذف کنیم تا حفره ی عظیمی را در ترانه حس کنیم. یا مکث ها و تاکید های او در ترانه "خیانت" را نادیده بگیریم تا بفهمیبم با چه ترانه ی سطحی و بی محتوایی روبرو هستیم. از این گذشته ویژگی دیگری از "لحن" محسن چاوشی که بسیار جالب است مدولاسیون موفق او در بعضی ترانه ها میان لحن راک و لحن غمگسارانه است. لحن غمگسارانه را از این جهت اینگونه نام گذاری کرده ام که تفاوتش با لحن خشن و زبر راک نمایان تر شود. این تفاوت لحن به راحتی در پارت اول و دوم ترانه خیانت قابل مشاهده است. این توانایی باعث شده است که ترانه های او در اغلب موارد دارای وجه تئاتریکال باشد . ترانه " گل سر" را می توان اوج این ویژگی دانست.
1-2- جنس صدا : سیر تطور جنس صدای "محسن چاوشی" از زمانی که اولین ترانه هایش شنیده شد تا امروز روند تکاملی داشته است. گویی اینبار هم آزمون و خطایی بوده است تا او به بهترین وجه به ارائه حنجره ی خود بپردازد.نکته ی مهمی که نباید از نظر دور داشت توانایی "کنترل" جنس صدا توسط اوست. کنترلی که ممکن است توسط دیگران هم صورت گیرد، به هیچ روی مانند دیگران تصنعی و ساختگی به نظر نمی آید. کم و زیاد کردن "خش" صدا و یا "بم و زیر" کردن صدا به خوبی توسط او به فراخور حال و هوای ترانه ها صورت می گیرد. این تسلط بر ابزار کار (حنجره) یکی از رموز موفقیت اوست. گرچه هواداران از او انتظار داشته باشند همیشه با جنس صدای مورد استفاده در ترانه "خیانت" یا "کم تحملم" بخواند. البته لازم به ذکر است که پایه ی این جنس صدا در وجود "محسن چاوشی" بصورت امری فطری وجود داشته و تنها در تمام این سالها آگاهانه و ناآگاهانه (سیگار!؟)صیقل خورده است.
1-3- ذهنیت اجتماعی : به جرات می توان گفت ترانه "خودکشی" اولین ترانه ی اجتماعی (و نه سیاسی) پس از انقلاب ایران بود. توجه یک موزیسین (آن هم از نوع زیر زمینی) به مقوله ای همانند خودکشی جوانان (چیزی که در کشور های پیشرفته بسیار پیشتر ها به آن توجه شده بود) امری بود خرق عادت میان آهنگسازان جوان و حتی پا به سن گذاشته دهه ی 80 ایران. درست است که ترانه قوت ملودی خرد کننده آن را ندارد اما حتی "انتخاب" همین ترانه ی نیم بند برای ساختن ملودی بر آن، نشان از هوشمندی و ذهنیت اجتماعی موزیسینی می داد که به مسائل مبتلابه جامعه اش نگاه ژرفی دارد و در پی عرض اندام اجتماعی است. این روند در دیگر ترانه ها و آلبوم های او نیز پی گرفته شد. ترانه "گل سر" و ترانه "بچه های اهواز" از آن جمله اند. فشار های گوناگونی برای جلوگیری از این رویه چاوشی وجود دارد. چه از جانب طرفداران جوانتر و سرخوش تر و چه از جانب دستگاه رسمی تولید و پخش موسیقی. چه اینکه ملودی ها و انتخاب اشعار "محسن چاوشی" براحتی می تواند به ترانه ی اعتراض جوانان فرهیخته تبدیل شود. گرچه نباید و نمی توان در چارچوب سیاست های فعلی نظام حاکم بر ایران انتظار ترانه ی اعتراض اجتماعی حتی به صورت نرم و بی خطرش مثل ترانه "گل سر" را داشت. متاسفانه خوانندگانی که در ایران فعالیت می کنند و ادعای اجرای ترانه های اعتراضی و اجتماعی دارند (مثل رضا یزدانی با ترانه های یغما گلرویی) تنها کاری که می کنند "نمایشی" از اعتراض است و نه اعتراض. اجرای ترانه های با مضمون آواره شدن روستائیان به شهر ها و بی وفایی شهر نشینان مربوط به دههی 30 و 40 ایران و اصلاحان ارضی است. موضوعی که دیگر دغدغه جوان شهر نشین امروزی نیست. یا خواندن از "برج" های سر به فلک کشیده که بر "درختان" سایه انداخته اند، تقلیدی پوچ و بی ارزش از ترانه های اعتراض دهه ی 70 و 80 اروپا و آمریکا است که این یکی حتی می توان گفت زمان مطرح کردنش برای جامعه ایران بسیار زود است، چرا که جامعه ی ایران هنوز به مراحل کامل "سرمایه داری" حتی نزدیک هم نشده است که از عواقب آن که "برج" های سر به فلک کشیده باشد بخواهیم مصون بمانیم و به آن اعتراض کنیم. تنها چیزی که در این ترانه ها یافت نمی شود معضلات "اکنونی" و روزمره و صد البته "عمیق" جامعه است . بهطور خلاصه می توان اینگونه جمع بندی کرد که ذهنیت اجتماعی " محسن چاوشی " که درد کشیده و جنگ دیده است بیشتر در "انتخاب" اشعار بروز ظهور می یابد. انتخابی که به دلیل طیف گوناگون طرفدارانش و نیز "خطوط قرمز " به ندرت و با احتیاط فراوان با مضمون اجتماعی و اعتراضی صورت گرفته است.
2- ویژگیهای موسیقیایی :
2-1- ملودی های ناب : در روزگاری که موسیقی پاپ ایران به ادعای منتقدان و ناظرین، ملودی ساز ندارد ! ملودی ها محسن چاوشی ماناست . او برای یک ترانه چنان ملودی انتخاب می کند که هم مطابق با حال و هوای مضمون باشد و هم ظرفیت اجرای لحن ویرانگر مطابق با هر بند و کلمه را دارا باشد . ملودی های او چنان با ترانه پیوند می خورد که گویی ترانه براساس ملودی گفته شده . کاری که امروزه کمتر اتفاق می افتد . بر حسب همین ویژگی است که با خوانش جادویی " مـــن... " در اولین کلام ترانه ی "زخم" ، مخاطب در اولین ثانیه های "سنتوری" مبهوت و تسلیم به دنیای حسی فیلم پرت می شود .
2-2- تشخص موسیقیایی : من تشخص موسیقیایی را به این معنا مراد کرده ام که موسیقی ساخته شده توسط "محسن چاوشی" در میان سایر موسیقی ها براحتی قابل شناسائی باشد. تجزیه اینکه چرا موسیقی چاوشی متشخص است و قابل شناسایی در توانایی نگارنده نیست و این کار باید توسط کسی یا کسانی انجام شود که از لحاظ موسیقیایی سواد طرح چنین مباحثی را داشته باشند. نگارنده تنها به ذکر آنچه "هست" پرداخته است و "چگونه هست" را به دیگران می سپارد.
2-3- ایرانی بودن : به گفته ی خود "چاوشی" ملودی های او بر دستگاه های موسیقی ردیفی ایران مبتنی است. نکته ای که براحتی از دید منتقدین و مکتشفین چاوشی دور مانده است. شاید بتوان سهم بسزائی از غم موجود در ترانه های او را در این نکته جست. البته به هیچ عنوان از دیگر مواردی که در بالا شمردیم مثل جنس صدا، لحن و انتخاب اشعار نمی توان درگذشت. اما با توجه به ذات موسیقی ردیفی ایران که طی سالها و بر اثر رنج و محنتی که مردمان ایران زمین متحمل شده اند رنگ غم به خود گرفته است باید این عامل را هم در کنار دیگر عوامل از زمینه های ایجاد ترانه های خرد کننده و غم انگیز به شمار آورد.
2-4- تلفیق : از نظر نگارنده این ویژگی مهمترین ویژگی موسیقیایی "محسن چاوشی" است. "تلفیق" از ابتدا در ترانه های "چاوشی" وجود نداشت. بلکه به مرور وارد کارهای او شد. تلفیق دو نوع موسیقی و دو نوع ساز بندی غریب نسبت به هم، موسیقی راک و موسیقی ردیفی ایران. جا دارد که بر منتقدین رسمی و غیر رسمی و ناظران تحولات موسیقیایی ایران خرده گرفت که چرا چنین تجربه ی موفقی از "تلفیق درست" و نه تنها "قاطی" کردن چند ساز و تولید یک صدای ناهنجار را نادیده گرفتند و چشم بر این تجربه ی استثنائی و بی نظیر بستند. سالها دغدغه ی موسیقیدانان ایران این بود که تجربه ی مشترکی با انواع موسیقی غربی برقرار کنند. "پیتر سلیمان پور" ، "مسعود شعاری" ، و ... از این دست بودند. گروهی مانند " اوهام " را نمی توان در این دسته گنجاند، چرا که صحبت از تلفیق "موسیقی" است و نه تلفیق شعر با موسیقی. در این زمینه تنها " آریا عظیمی نژاد " است که توانسته با شناخت درست هر دو نوع موسیقی (ایرانی و غربی) به تلفیق میان آندو دست بزند. (قطعا تجربه ی فوق العاده موفق او در ساخت تیتراژ پایانی سریال "آخرین گناه" و صدای "متالی" که از کمانچه کشیده بود در خاطر موسیقی دوستان حک شده است). غیر از این تجربه های گهگاهی باقی تجربه ها با شکست مواجه می شدند. اما اینبار در موسیقی "محسن چاوشی" ما صدای تار و گیتار الکتریک را می شنویم اما گوشمان احساس غریبگی نمی کند و این اتفاق بزرگی است.
شاید عده ای را گمان بر این باشد که این تلفیق، در "تنظیم" قطعات است که صورت می گیرد و در نتیجه بی ربط با "محسن چاوشی" و کار اصلی او که آهنگسازی باشد. اما نکته اینجاست که کدام ملودی و آهنگسازی ایست که به تنظیم کننده اجازه و جرات چنین تجربیات و ریسک هایی را می دهد؟ اگر ملودی های چاوشی این ظرفیت تجربه پذیری و تلفیق را نمی داشت هیچ تنظیم کننده ای (هر قدر توانمند بر حرفه خویش) نمی توانست به صرف تنها "سازبندی" به چنین ترکیب درست و ایده آلی برسد. و هم چنین از یاد نبرده ایم "محسن چاوشی" پس از آلبوم "متاسفم" و همکاری با "شهاب اکبری" (که همکاری موفقی بود) از تنظیم کارها رضایت ایده آلی نداشت و به همین سبب تنظیم آلبوم جدید خود را با نام "یک شاخه نیلوفر"، خود بر عهده گرفت. (و البته بعد ها با آشنایی با "محمد رضا آهاری" و اطمینان به سواد و سلیقه ی او که بر آورده کننده ی منویات او در تنظیم ترانه ها بود، تنظیم قطعات را به او سپرد).موسیقیدانان بزرگی در این راه گام گذاشتند اما دست خالی باز گشتد. اما حس "غریزی" محسن چاوشی موفق شده است تا تلفیق درستی از این دوگونه به ظاهر متضاد به وجود بیاورد.
دریغ و صد حسرت که نه چشمی برای دیدن و نه گوشی برای شنیدن این تجربیات ویرانگر و دوران ساز موزیسین تنها و دیوانه ی دوران ما نیست.
منبع : Chavoshist
+ نوشته شده در جمعه پنجم مهر 1387ساعت 21:26  توسط Admin
|
محسن چاوشي پس از 4 سال تلاش سرانجام موفق شد براي انتشار آثارش از وزارت ارشاد مجوز دريافت كند. برنامه او براي آينده پخش دو آلبوم يه شاخه نيلوفر و من خود آن سيزدهم است. در اين رابطه مطلب مجله ترانه ماه را مطالعه كنيد. اين خبر در شماره شهريور ماه 87 چاپ شده است............ ادامه متن.
نه شایه است نه گمانه زنی
چاوشی واقا مجوز گرفت
و سرانجام همه ی شایعات و وعده ها و گمانه زنی ها به تحقق پیوست و مجوز محسن چاوشی صادر شد آن هم نه برای یک آلبوم ، بلکه برای دو آلبوم !
اولین آلبومی که تا چندی دیگر به صورت رسمی و مجوز دار منتشر خواهد شد همان (( یه شاخه نیلوفر )) است . این آلبوم با موسیقی خود محسن و ترانه های حسین صفا و امیر ارجینی خیلی زود وارد بازار خواهد شد . خود محسن چندان دوست ندارد درباره ی این آلبوم و شرایط دریافت مجوزش توضیح بدهد اما همین را بدانید که چاوشی دیگر ممنوع الصدا نیست و پس از گذشت 4 سال از شهرتش می تواند تبدیل به یک خواننده ی رسمی شود .
+ نوشته شده در دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 3:29  توسط Admin
|
توضیحات:این آهنگ نیز همانند آهنگ های لو رفته دیگر از کارهای قدیمی محسن چاووشی است و هیچ ربطی به آلبوم جدید ایشان "یه شاخه نیلوفر" ندارد.ساز و محیط این آهنگ با دیگر آهنگ های او کمی متفاوت است.پیشنهاد می کنم حتما دانلود کنید.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 11:31  توسط Admin
|
محسن چاووشي (متولد هشتم مرداد ماه 1358 در شهر خرمشهر),آهنگساز/خواننده اي است كه براي معرفي شخصيت هنري و آثار او علاوه بر اركان هنري چهارگانه ي آهنگ(Melogy), شعر(Lyric), تنظيم(Compose), و صداي خواننده(Vocal) ,به وجوه متمايزتري نيز بايد توجه داشت. اين وجوه خاص در كارتر هنري محسن چاووشي چنان انحصاري و شخصي است كه هر اثر او در ذهن شنونده به داستاني واقعي از زندگي خود او تعبير مي شود.
بدين ترتيب به نظر مي رسد كه جان مايه و نقطه ي اصلي قوت و رجحان محسن چاووشي در محتواي آثارش و بر آمده از ذوق ملودي سازي, قوه ي شعر شناسي و تلفيق شعر و موسيقي اوست با مختصاتي دروني و به شكلي كاملآ شخصي شده كه نه چندان قابل توضيح و تشريح است و نه قابل آموزش و تعميم به ديگران. ذكر اين نكته نيز كاملآ ضروري است كه مقصود به هيچ وجه ارزش گذاري بر ذوق هنري محسن چاووشي نيست بلكه هدف, توجه دادن به وجهي بنيادين از ذوق هنري اوست كه وقتي در ساخت و اجراي يك ترانه به شكلي احساسي تبلور مي يابد براي بسياري, عميقآ قابل درك, جذاب و دوست داشتني ست.
هرقدر كه صداي محسن چاووشي زخمي و خش داراست متقابلآ سرشار از احساسي صاف و زلال است, شايد همين تقابل و تضاد ميان رنگ احساس و شكل اجراست گه تبايني (Contrast) جذاب را حلق مي كند و باعث تمايز آثارش از ديگران مي شود.